مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

46

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

شريف پيش راند . جنگهاى شديد و تجاوز اقوام مختلف به بلخ خسارات جبران‌ناپذيرى به اين شهر وارد ساخت ؛ به ويژه در حملهء چنگيز خان دهها كتابخانه ، مدرسه و مسجد به آتش كشيده شد و ويران گشت . از اين تاريخ به بعد بلخ نتوانست بار ديگر شكوه ديرينه‌اش را به دست آورد و قامت راست كند . در بين قرنهاى 16 تا 17 ميلادى ، در جنگهاى داخلى امراى ازبك ، مغولها ، شاهان فارسى و اقوام مهاجر هند و تبار افغان ، سرزمين بلخ و اهالى آن در حال اضطراب و كشمكشهاى قبيله‌اى بسرمىبردند ، تا اينكه در قرن 18 ميلادى احمد شاه درانى از قوم افغان پس از مرگ نادر افشار با كمك دولت انگليس قدرت را به دست گرفت . به او پدر افغان لقب دادند ، چنان‌كه تركهاى تركيه به كمال مصطفى را پدر تركها ناميدند . بالاخره ، احمد شاه سرزمين بلخ و مرغاب را تحت سلطهء خويش درآورد ، ولى ازبكها كه در شرق و غرب بلخ ساكن بودند و امراى كوچك از اين قوم ، تا قرن 19 ميلادى به شهرهاى شبرغان ، سرپل ، ميمنه و اندخوى حكومت مىكردند . از قرن 19 به بعد ساكنان اصلى بلخ را ازبكها ، تركمنها ، تاجيكها و هزاره‌ها تشكيل مىدادند و ساكنان اوليه به وسيلهء اقوام نوظهور افغان رانده شدند و يا براثر فشار تن به مهاجرت دادند ، ضمن آنكه اموال و املاكشان توسط افغانها مصادره شد و به غارت رفت . در اين دوره ، آنچه در اين سرزمين ارزش نداشت جان و مال اقوام غير افغان بود و چون حكومت در دست افغانها بود ، دولتمردان به تظلمات غير افغانها گوش فرانمىدادند و رسيدگى نمىكردند . افغانها گمان مىكردند اقوام ديگر بردگان آنها بشمار مىروند . حكّام نالايق افغان بخشهاى بزرگى از بلخ ، مرو ، بدخشان و مرغاب [ مرورود ] را در سال 1884 م به روسها واگذار كردند . بهتر اين است كه بگوييم بخشهاى وسيعى از مملكت را با جعبه‌هاى ودكاى روسى مصالحه و معامله كردند . سرزمين بلخ ، روزگارى پايگاه مهم فقه ، حديث ، تفسير ، فلسفه و كلام در شرق حكومت اسلامى بشمار مىرفت . اگرچه مورخان بلخ را مركز فكرى و علمى منتسب به علماى حنفى مىدانند ، بايد توجه داشت كه اين عقيده متعصبانه است چرا كه هر دو